فضای مجازی درنده شده است

فضای مجازی درنده شده است

فضای مجازی نوعی جذابیت عرفانی دارد. شبکه‌ای عظیم و نادیدنی که ما با آن می‌خندیم، اشک می‌ریزیم، خشمگین می‌شویم یا آرام می‌گیریم. روزگاری حتی قرار بود که با حضور در آن آزاد شویم و تبعیض‌ها و سلسله‌مراتب‌ها را واژگون کنیم. اما گویا روزبه‌روز امید‌هایی که به اینترنت بسته بودیم بیشتر نقش بر آب می‌شود. نیکلاس کار می‌گوید اینترنت حالا به سیستم اطلاعاتیِ قدرتمندی تبدیل شده است که عده‌ای انگشت‌شمار کنترل آن را به دست گرفته‌اند.
صدای کلنگ گور شبکه‌های اجتماعی به گوش می‌رسد

صدای کلنگ گور شبکه‌های اجتماعی به گوش می‌رسد

شاید روزی جامعۀ ما این شیفتگی به توییتر و فیس‌بوک را هوسی زودگذر و اغلب مخرب ببیند. چندماه قبل، شان پارکر، اولین رئیس فیس‌بوک، حرف‌هایی زد که داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. پارکر تأیید کرد که فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، آگاهانه و عامدانه، از نقصان‌های روان‌شناختی انسان‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا کاربرانشان را هرچه بیشتر درگیر کنند. دقیقاً مثل نوعی اعتیاد. این سخنان نشانه‌ای بود از موج جدیدی که بین مردم راه افتاده است. حالا خیلی‌ها دارند شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند تا شاید آرامش قبلی‌شان را دوباره پیدا کنند.
روبات‌ها برایمان آرمان‌شهر می‌سازند یا ویران‌شهر؟

روبات‌ها برایمان آرمان‌شهر می‌سازند یا ویران‌شهر؟

انسان تنها موجودی است که می‌شود درباره‌اش تاریخ نوشت، تاریخِ سرنوشت او از غارهای تاریک تا زندگی در برج‌های سربه‌فلک‌کشیده. اما ما، انسان‌های قرن ۲۱، هم‌روزگار دانشمندانی هستیم که برای آیندۀ بشر هم تاریخ می‌نویسند. آن‌ها می‌گویند تاریخی که در انتظار ما نشسته بسیار وحشتناک‌تر است از روزگار جنگ‌ها و ناامنی‌های گذشته: روبات‌هایی که ساختۀ دست انسان‌اند می‌توانند در آینده بلای جانش شوند و حتی به حیات او بر کرۀ زمین پایان دهند. آیا برای تاریخ آینده هم نمی‌شود کاری کرد؟
روبات‌های آینده چه شکلی هستند؟
این‌ها روبات‌هایی نیستند که وعده‌شان را به ما داده بودند

روبات‌های آینده چه شکلی هستند؟

روبات‌های انسان‌وار برایمان باورنکردنی هستند و هر چه نزدیک‌تر به ما طراحی شوند، باورنکردنی‌تر می‌شوند. این مسئله روبات‌شناسان را به دردسر می‌اندازد: هرچه ساخته‌هایشان بهتر باشد، تمایل ما برای آوردن آن‌ها به خانه‌هایمان کمتر می‌شود.
عليه سرمايه‌داری سبز
نولیبرالیسم ما را به سمت اقدامات فردی در مبارزه با تغییر اقلیم سوق داده است

عليه سرمايه‌داری سبز

آیا شما به کسی پیشنهاد ‌می‌دهید که با پرتاب حوله خانه‌ای آتش‌گرفته را خاموش کند؟ یا با مگس‌کش دستی به مصاف اسلحه برود؟ انبوه اندرزهایی که ما درمورد تغییر اقلیم ‌می‌شنویم، اندرزهایی که به‌ندرت می‌تواند با طبیعت این بحران جور دربیاید، این‌گونه‌اند.
در عصر اینستاگرام رمانتیک‌بودن نابودتان می‌کند

در عصر اینستاگرام رمانتیک‌بودن نابودتان می‌کند

خیلی‌هایمان می‌دانیم زندگی آدم‌ها به شادی و طراوتِ صفحه‌های اینستاگرامشان نیست. با این‌حال، مگر می‌شود جلوی آرزوها را گرفت؟ مگر بهتر نیست که به‌جای صبح تا شب کار کردن، دور دنیا سفر کنیم و خوش بگذارنیم؟ شاید مسئله همین است. اینکه لذت‌ها را کجا باید پیدا کرد؟ در همراهی با چه کسانی؟ در تقلید از کدام نوع سبک‌زندگی؟ آلن دوباتن می‌گوید شاید این لذت‌هایی که دنبالشان می‌گردیم، در همین تجربه‌های معمولی پنهان شده باشند.
سرمایه‌داری به سبک اپل در برابر سرمایه‌داری به سبک گوگل

سرمایه‌داری به سبک اپل در برابر سرمایه‌داری به سبک گوگل

اپل و گوگل روزبه‌روز بیشتر در بازارهای مختلف به هم می‌خورند: از تلفن‌های هوشمند گرفته تا دستگاه‌های صوتی خانگی، ولی توجه چندانی نثار بزرگ‌ترین تلاقی اپل و گوگل نشده است. این دو شرکت رویکردهای کاملاً متفاوتی به سهام‌داران خود و آینده‌شان دارند: یکی به تقاضاهای سرمایه‌گذاران تن می‌دهد و دیگری قدرت را در چنگ بنیان‌گذاران نگه می‌دارد. این ماجرا فقط به تفاوت دو شرکت مهم دنیا مربوط نیست، بلکه بیانگر نکته‌ای مهمتر است: تجسم دو الگوی بدیل از سرمایه‌داری‌ که آیندۀ اقتصاد را شکل خواهد داد.
گوگل، آمپول حقیقت‌گویی دیجیتال!
مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند

گوگل، آمپول حقیقت‌گویی دیجیتال!

ست استفنز-دیویدویتز هنگامی که دانشجوی دکترای اقتصاد در هاروارد بود به ترندهای گوگل علاقه‌مند شد، همان ابزاری که رصد می‌کند در یک ناحیۀ خاص در یک بازۀ زمانی مشخص هر چیزی چقدر جست‌وجو می‌شود. موضوع‌تان می‌تواند بارداری باشد یا سقط‌جنین، کودک‌آزاری باشد یا ناامنی‌های درونی، دیدگاه سیاسی باشد یا هر چیز دیگری که فکرش را بکنید. استفنز-دیویدویتز می‌گوید گوگل، آمپول حقیقت‌گویی دیجیتال است چون مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند. گویا حق با او است.
شرم کن!
نظارت و اعتراف

شرم کن!

این‌روزها اینترنت بسیار شبیه به سراسربین معروف جرمی بنتام شده است. تقریباً همه می‌دانند که تک‌تک کلیک‌هایشان در اینترنت ثبت و نظارت می‌شود، اما باز مشتاقانه دربارۀ زندگی‌شان اطلاعات می‌دهند. مردم در شبکه‌های اجتماعی دربارۀ چیزهایی حرف می‌زنند که آدم‌ها پیش از این عصر، از گفتن آن‌ها به خودشان هم شرم داشتند. پس چه اتفاقی افتاده است؟ آزادی بیان ما به نهایت رسیده، یا دنبال چیز دیگری هستیم؟
مغز انسان چگونه بزرگ شد؟
گامی مهم در تکامل بشر؛

مغز انسان چگونه بزرگ شد؟

تمام این فاکتورها در کنار یکدیگر سیر تکاملی خود را طی می‌کنند. اما بزرگترین مشکل فرضیه مغز اجتماعی این است که صراحتا می‌گوید یک نیرو به نیروهای دیگر برتری دارد... اگر قرار باشد که چنین رویکردی داشته باشیم، پس می‌توان گفت که پژوهش ما نشان داد نیروی مخالف [رژیم غذایی] از اهمیت بیشتری برخوردار است.
2010
ژرفای زندگی در عصر دیجیتال

2010 "انسان بودن" تغییر کرد!

رایانه‌ها و گوشی‌های هوشمند برخی خصوصیات محصول دیگری از عصر دیجیتال را نیز وارد زندگی روزمره می‌کنند: بازی‌های ویدئویی که در آن‌ها بازیکن حالتی از هشیاری همراه با اضطراب را در مقابل تجاوزهای ناگهانی و پیش‌بینی‌نشده تجربه می‌کند. او باید بی‌درنگ و به‌قیمت ازدست‌دادنِ جان مجازی با آن‌ها مقابله کند.
آیا ما باهوش‌تر می‌شویم یا کودن‌تر؟
اگر یک مسافر زمان با موبایل مواجه می‌شد!

آیا ما باهوش‌تر می‌شویم یا کودن‌تر؟

تیم وو ستون‌نویس ثابت نیویورکر و استاد حقوق دانشگاه کلمبیا، نقش و تاثیر اینترنت و به طور کلی تکنولوژی را بر توانایی فردی انسان‌ها بررسی کرده است. اینکه آیا تکنولوژی و اینترنت از ما انسان‌هایی تنبل و کودن ساخته یا اینکه توانایی‌های ما را ارتقا داده است.
۲