چرا؟

چرا؟

رضا براهنی نویسنده، شاعر و منتقد ادبی چپگرای ایرانی است. او عضو کانون نویسندگان ایران و یکی از چهره‌هایی است که در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ برای تشکیل کانون نویسندگان ایران با جلال آل احمد همکاری داشت. آثار او به زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، سوئدی و فرانسوی ترجمه شده‌است.
آگوستین

آگوستین

هرمان هسه ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی-سوییسی و برندهٔ جایزهٔ نوبلِ سال ۱۹۴۶ در ادبیات. وی در ۲ ژوئیهٔ ۱۸۷۷ در شهر کالو (Calw) واقع در استان بادن-وورتمبرگ زاده شد. پدر هرمان هسه مدیریت مؤسسه انتشارات مبلغین پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هندشناس معروف، دکتر«هرمان گوندرت» و مدیر اتحادیه ناشران کالو بود. کتاب‌خانه بزرگ پدربزرگ و شغل پدر، اولین باب آشنایی هرمان هسه جوان با ادبیات بود. از طریق پدر و مادرش که مبلغان مذهبی در هندوستان بودند، به جهان‌بینی و تفکرات فلسفی هند دست یافت.
بشنوید/ من و او

بشنوید/ من و او

ناتالیا گینزبرگ نویسندهٔ مشهور ایتالیایی است که در آثارش به روابط خانوادگی، سیاست و فلسفه می‌پردازد. بسیاری از آثار گینزبرگ به فارسی ترجمه شده است. وی در پالرمو به دنیا آمد و بیشتر عمر خود را در تورین گذراند.
زالا
داستان کوتاه

زالا

«آن بیتی»، نویسنده برجسته آمریكایی، در سال 1947 در واشنگتن دی‌سی به دنیا آمد. او تنها فرزند خانواده بود و در مریلند بزرگ شد. «بیتی»، در سال 1969 مدرك لیسانس خود را از دانشگاه آمریكن گرفت و یك سال بعد، تحصیلاتش را در رشته ادبیات انگلیسی را در كانكتیكت ادامه داد. اولین مجموعه داستان او، مشتمل بر نوزده داستان با نام «پیچیدگی‌ها» در سال 1976 منتشر شد. در همین سال اولین رمان خود با نام «معانی سرد زمستان» را منتظر كرد كه بعدها فیلمی‌ نیز بر اساس آن ساخته شد. در سال 1978 دومین مجموعه داستانش با نام «رازها و شگفتی‌ها» را منتشر كرد. چهار سال بعد نیز سومین مجموعه داستان او با عنوان «خانه سوزان» انتشار یافت. از دیگر آثار آن بیتی می‌توان به «چیزی كه مال من بود» و «باغ بازی» اشاره كرد.
بگو، آره
داستان کوتاه

بگو، آره

وبیاس وولف، نویسنده آمریكایی در سال 1945 در آلاماباما متولد شده است. عمده شهرت او به خاطر نوشتن داستان كوتاه است. حدود سیزده سال در دانشگاه سیكیروز با ریموند كارور همكاری داشته و از سال 97 در استمفورد به تدریس نویسندگی خلاق مشغول است. از جمله كتاب‌های او می‌توان به «مدرسه قدیمی»، «در سپاه فرعون» (خاطرات جنگ ویتنام)، «دزد پادگان» (سربازخانه)، «شایعه‌های شوم» و... اشاره كرد. براساس كتاب «زندگی این پسر» او فیلمی با بازی دی‌كاپریو و رابرت دونیرو ساخته است. از وولف داستان‌های كوتاه زیادی به فارسی برگردانده شده و كتاب «گداها همیشه با ما هستند» مجموعه‌ای از داستان‌های اوست كه با ترجمه منیر شاخساری از سوی نشر چشمه منتشر می‌شود.
در 45 درجه سانتیگراد
داستان کوتاه

در 45 درجه سانتیگراد

محمد خضیر متولد نیمه اول 1950 میلادی در عراق است. معلم است. و هنوز می‌نویسد و یكی از بهترین قصه كوتاه نویسان عرب است. انسانی بسیار گوشه‌گیر است، و بیرون از غوغای تبلیغاتی می‌زید.. شاید در ایران شبیه به «بهرام صادقی» باشد در نوشتن و طنز و محاكات مسخره واقع. این قصه در سال 1977 میلادی نوشته شده است. و از مجموعه قصه‌هایش به نام « فی درجه 45 مئوی » منشورات الجمل ترجمه شده است. بدون اجازه مولف و ناشر! می‌بخشید و می‌بخشند انشاالله!
بشنوید/ چگونه وانگ فو رهایی یافت؟
داستان کوتاه

بشنوید/ چگونه وانگ فو رهایی یافت؟

مارگریت یورسنار رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، شاعر و پژوهشگر فرانسوی نخستین زنی است که پس از تأسیس فرهنگستان فرانسه (در ۱۶۳۵) به عضویت آن درآمد (در ۱۹۸۰). مهم‌ترین رمان او خاطرات آدرین است که در ۱۹۵۳ چاپ شد.
بشنوید/ غریبه
داستان کوتاه

بشنوید/ غریبه

او از دنیا رفته است و دیگر كسي نيست که با تفنگ دولول از غریبه‌هایي که سرزده در خانه‌اش را می‌زدند، استقبال کند. حالا می‌شود با خیال راحت از دیوار خانه‌اش بالا رفت، از باغچه‌ی کوچکش عکس گرفت، با همسایه‌هایش گفت‌وگو کرد، درباره‌ی زندگی‌اش مستند ساخت، برای روجلد کتاب‌هایش طرحی جدید کشید. سليجر حالا نه ترسناك است و نه غريبه.
بشنوید/ ماهی‌های بزرگ و ماهی‌های کوچک
داستان کوتاه

بشنوید/ ماهی‌های بزرگ و ماهی‌های کوچک

"من مایلم اهمیت بعضی از اتفاق‌ها را پاک کنم و وضعیت آغازین را بازسازی کنم. اما هر لحظه از زندگی من توده ای از وقایع تازه را به همراه دارد که هریک به تنهایی اهمیت خود را دارد. هرچه سعی می‌کنم به نقطه شروع برگردم، بیشتر از ان دور می‌شوم. هر یک از کوشش‌های من برای پاک کردن ماجراهای پیشین، بارانی از ماجراهای تازه را به وجود می‌آورد که وضع را مشکل‌تر می‌کند. ماجراهایی که به نوبه‌ی خود باید آنها را ناپدید کنم."
بشنوید/ داستان ابن‌حقان بُخاری و مرگ او در هزار توی خود
داستان کوتاه

بشنوید/ داستان ابن‌حقان بُخاری و مرگ او در هزار توی خود

"من که می‌خواستم از جنسِ ديگری باشم، مردی از تبارِ 
واژگان، کتاب ها، انديشه، 
در زير آسمانِ گشاده در مرداب ها خواهم افتاد، 
اما شادی وصف ناپذير رازآميزی مرا فراخواهد گرفت. و 
سرانجام خود را يافتم 
و سرنوشتم را در امريکای لاتين. 
هزارتوی هزار شکلِ گامها - 
از کودکی ام روزهايم را شکل بخشيده اند- 
همه زمان مرا سوی اين شبِ انبوه کشانده اند. 
سرانجام او را يافتم، 
کليدِ گمشده سالهايم را!"
بشنوید/ ناتاشا
داستان کوتاه

بشنوید/ ناتاشا

"روزی روزگاری در شهر برلین آلمان مردی زندگی می‌کرد به نام آلبینوس. او متمول و محترم و خوشبخت بود. یک روز همسرش را به خاطر دختری جوان ترک کرد. عشق ورزید، مورد بی مهری قرار گرفت، و زندگیش در بدبختی و فلاکت به پایان رسید. این کل داستان است و اگر در نقل آن لذت و منفعت مادی نبود همین جا رهایش می‌کردیم، گرچه چکیده زندگی انسان را می‌توان بر سنگ قبری پوشیده از خزه جا داد، نقل جزییات همواره لطفی دیگر دارد!"
۴