چرا بازار ‌رمال‌ها در ایران همیشه داغ است؟
فالگیرها از کجا آمده‌اند

چرا بازار ‌رمال‌ها در ایران همیشه داغ است؟

پژوهش‌های سال‌های اخیر وزارت بهداشت نشان داده که 10 درصد از ایرانی‌ها در سال به سراغ فال‌گیر، رمال و دعانویس می‌روند. امان الله قرآیی مقدم جامعه شناس در گفتگو با فرارو به علت توجه مردم به اینگونه مسائل و راهکار مواجهه با آن می پردازد.
کد خبر: ۴۴۹۲۷
بازدید : ۱۲۸۱
۰۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۵
فرادید| پژوهش‌های سال‌های اخیر وزارت بهداشت نشان داده که 10 درصد از ایرانی‌ها در سال به سراغ فال‌گیر، رمال و دعانویس می‌روند. امان الله قرآیی مقدم جامعه شناس در گفتگو با فرادید به علت توجه مردم به اینگونه مسائل و راهکار مواجهه با آن می پردازد:

بازار همیشه داغ رمالی! / آماده انتشار 
 
به تازگی آماری منتشر شد که ۱۰ درصد ایرانی‌ها سالانه به فالگیر مراجعه می‌کنند. شما علت را در چه می‌بینید؟
ناامیدی، بی خبری از آینده. اینکه فرد نمی‌تواند از نظر ازدواج، طلاق، بیکاری و... آینده را پیش بینی کند ناچارا به فال بینی و فال گیری روی می‌آورد.

این مساله‌ها از ابتدای تاریخ بشر وجود داشته است. دین بر اساس همین بوجود آمده است. من در کتاب انسان شناسی فرهنگی خود نوشته‌ام. دین بر اساس همین بوجود آمد که چرا این اتفاقات می‌افتد. چرا ما این خواب‌ها را میبینیم. چرا زلزله می‌آید چرا آتش فشان فوران می‌کنند. چه چیزی در مغز من است که اینجور خواب‌ها را می‌بینم.

انسان‌ها نمی‌توانستند توضیح دهند که چرا این اتفاق‌ها می‌افتد. پس دو تا تفکر بوجود آمد: یکی ماتریالیست‌ها یکی ذهنی گرایان.

به تدریج یک عده معتقد شدند یک نیرویی وجود دارد به نام "مانا" که در سنگ و گل و چوب و سنگ و... وجود دارد. "مانا" در هر منطقه‌ای به یک اسمی شناخته می‌شود.

مثلا ممکن است بگوییم مانا در انگشتر عقیق وجود دارد. یا در سیزده به در در گیاه. درختی در کردستان. بستن پارچه بر یک سری درخت‌های خاص و ... یا در آمریکای لاتین می‌گویند در رشته کوه آند چنین نیرویی وجود دارد.

پس از اعتقاد به نیروی مانا یک سری پیدا شدند و گفتند این نیرو در اختیار ماست مثل فالگیرها، و ادعا کردند می‌توانند نیروهای خوب را نگه دارند و نیروهای بد را از انسان دور نگه دارند. برای خود مکان‌های مخصوصی درست کردند با آتش و ...

در این راستا "توتم" بوجود آمد- که "شریعتی" هم به نادرستی به کار می‌برد- توتم موجود جاندار یا بی جان، گیاه یا حیوان یا جماد که اعضای "کلان" آن را جد خودشان می‌دانند. نیرویی است حافظ افراد "کلان". مقدس است. آن را می‌پرستند. بعضی‌ها هم گفته نماد پرچم توتم است مثل شیر و خورشید یا عقاب در آمریکا. گراز در شاهنامه و...

بر اساس این اعتقادات، توتم دارای نیروی ماناست که فرمانش دست جادوگر‌ها یا عبارت امروز دعانویس‌ها و فال‌بین‌هاست.

مردم نمی‌دانستند و الان هم در جهل مرکب هستند فکر می‌کنند قدرت دست جادوگر‌ها است و می‌تواند مشکلاتشان را برطرف کند.

در کشور ما امروزه علت رواج به فال گیری در چه چیزی می‌تواند باشد؟
این در تمام جوامع وجود دارد. در انگلیس اوضاع بدتر است در هند خیلی بدتر. همه جا هست.

یعنی در مورد این پدیده بین ایران و کشورهای پیشرفته تفاوت زیادی مشاهده نمی‌شود؟
در ایران از قدیم بوده است، مثلا میتراییسم که می‌گوید زمین روی شاخ گاو است. این همان میتراست که به اروپا هم رفته است. این مجسمه‌هایی که از قدیم بوده، همه توتم بوده‌اند. در غرب هم زئوس و آفرودت و ... به اعتقاد آن‌ها خدا بودند.

پس فال‌گیری و چیزهایی شبیه به آن در این اعتقادات ریشه دارد، اما از آنجایی که سوال شما در زمانه حال است در قرن ۲۰ ام باید بگویم به این دلیل است که خرافه‌ها از کودکی در ذهن افراد رفته است. اینکه مثلا نیرویی وجود دارد که می‌تواند ما ار نجات دهد. حالا این نیرو می‌تواند در سنگ باشد در ورق باشد در درخت یا هرچیز دیگر.

چرا مردم برای حل مشکلاتشان به جای راه‌های دیگر مثل مراجعه به روانشناس به فالگیر رجوع می‌کنند؟
این دیگر ریشه در آموزش و طرز تفکر مردم و برخی آموزه‌های دینی یک سری افراد دارد.

در جوامع مختلف ادیان مختلفی وجود دارد و حتی هستند کسانی که شاید اعتقادات دینی به هیچ صورتی نداشته باشند، اما بازهم به فالگیر مراجعه می‌کنند.
بله. در همه جوامع وجود دارد. اصلا جادوگر‌ها قبل از بوجود آمدن ادیان هم بوده اند. الان هم هستند مثل "بوشمن"‌ها یا "شمن"‌ها.

با این همه پیشرفتی که در علوم انسانی رخ داده است هنوز علومی مثل روانشناسی و روانکاوی نتوانسته اند جای فالگیری را بگیرند؟
نه نمی‌توانند. مگر جامعه شناسی توانسته است جلوی خرافات را بگیرد؟

به نظر شما این ضعف علم جامعه‌شناسی است یا خود مردم خرافه را ترجیح می‌دهند؟
هم مردم هم جامعه شناسی هم روانشناسی و هم حکومت. در دنیا این همه نماد به ظاهر مقدس داریم که کار حکومت‌هاست.

روانشناسی را که باید کنار گذاشت. چون فقط فرد را بررسی می‌کند.

در مورد نقش حکومت‌ها روز سه شنبه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخنرانی داشتم برای دانشجویان و بزرگانی که حضور داشتند در مورد "ازدواج سفید" یا اصطلاحی که من رایج کردم "همباشی سیاه " در آنجا گفتم خرافات مستمسک حاکمان است. در طول تاریخ از خرافه استفاده کرده‌اند.

متاسفانه انسان در جهل مرکب به سر می‌برد و "تقدیری" شده است یعنی فکر می‌کند تقدیرش از قبل نوشته شده است.

به قول خیام:

«رو بر سر لوح بین که استاد قضا                          روز ازل آنچه بودنی بود نوشت»

این یعنی تقدیری. این یعنی ما مفعول هستیم نه فاعل. یعنی انسان اسیر مقدرات است. مقدرات از قبل نوشته شده است. وقتی به شما بگویند تقدیرتان از قبل نوشته شده است شما اراده‌تان دست خودتان نیست. شما احتیاج به قیم دارید خوب نتیجه می‌شود رجوع به کسی که ادعا می‌کند از تقدیر با خبر است مثل جادوگر یا فال‌گیر.

یعنی شما حتی در قرن ۲۰ ام نقش سنت را در این روند خرافه گرایی برجسته‌تر می‌بینید؟
بله وقتی حکومت‌ها تردیشنال یا کاریزماتیک باشند، این پدیده پایدار خواهد بود. حکومت کاریزما یا فره‌مند به اینگونه مسائل دامن می‌زند.

با توجه به اینکه شما حکومت کاریزمایی را انقدر موثر می‌دانید و ما در فرهنگمان به نمونه‌هایی زیادی ازین باب برمی‌خوریم مثل " چه فرمان یزدان چه فرمان شاه" در شاهنامه، چگونه می‌توان با وجود چنین گفتمانی به سمت عبور از خرافه حرکت کرد؟

آموزش و پرورش. وقتی دموکراسی برود بالا، آزاد اندیشی رونق بگیرد و وقتی هرکدام از انسان‌ها فکر کنند خود قهرمانند نه اینکه دنبال قهرمان باشند. بدا به جامعه‌ای که دنبال قهرمان است. "هیروئیسم".

ما در دوره هیروئیسم به سر می‌بریم نه دوره انسانی. دوره الهی را طی کرده و به قهرمانی رسیده‌ایم. دنبال کسی هستید که شما را نجات بدهد. در نتیجه خرافه پرستی زیاد می‌شود، رمل و اسطرلاب و دعا و استخاره و فال زیاد می‌شود. کاری هم نمی‌شود کرد. در همه جای دنیا وجود دارد.

بشر همیشه نگران آینده است و می‌خواهد آینده را ببیند که چه می‌شود. اگر انسان دنبال آینده نبود پیشرفت نمی‌کرد. این دنبال آینده بودن خوبی‌هایی هم دارد بدی‌هایی هم دارد که این خرافه یکی از همین بدی‌هاست.

این که یک دعانویس چهار تا ورق و فال قهوه به تو نشان می‌دهد و تو به نوعی با آن آرامش می‌گیری فقط و فقط دشمنش تفکر، نقد و تفکر است. وگرنه اگر این دختر کولی واقعا فال بین بود که خودش باید وضع بهتری می‌داشت.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه