چرا انسان‌ها خودکشی می‌کنند؟

چرا انسان‌ها خودکشی می‌کنند؟

افزایش میزان خودکشی در زمان صلح تابع مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی و روانی، شامل رشد انزوای اجتماعی و بهداشت روانی ضعیف ناشی از آسیب‌های تجربه خشونت، درگیری و جنگ است.
کد خبر: ۷۲۷۰۹
بازدید : ۱۰۷۳
۲۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۷
خودکشی؛ عاقبت نا امیدی؟
 
خودکشی به هر شکل و با هر عنوان البته ازسوی قاطبه فرهنگ‎ها، نظام‎های اخلاقی، جوامع و ادیان امری مذموم و ناپسند شمرده شده است و دین اسلام آن را گناهی کبیره و نابخشودنی خوانده است. از میان فلاسفه نیز بزرگانی، چون آگوستینونس، آکویناس، کانت و جان استوارت میل علیه خودکشی استدلال کرده‎اند و آن را از نظر اخلاقی و عقلی نادرست شمرده‎اند.
 
با این همه این یک واقعیت تلخ و تاریک است که بعضی انسان‎ها خودکشی می‌کنند و خودخواسته به زندگی خود پایان می‌بخشند. متاسفانه آمار خودکشی در جوامع مدرن و به بیان برخی محققان و پژوهشگران به همین دلیل، یعنی به علت بسط و گسترش اندیشه مدرن، افزایش یافته است.
 
 اینجاست که باید فراسوی باید‌ها و نباید‌های اخلاقی و ارزش‌گذارانه به دنبال علل و عواملی گشت که انسان‎ها را به این نقطه دردناک سوق می‎دهد.
 
به عبارت دیگر در وهله اول به نظر می‎آید که خودکشی پدیده‎ای فردی و ناشی از انتخاب‎های فردی است، اما پژوهش‎های متفکران معاصر نشان داده که از قضا این علل و عوامل اجتماعی و تغییر و تحولات کلان است که موجب ازدیاد این پدیده شوم در جامعه می‌شود، در میان اندیشمندان علوم اجتماعی، امیل دورکیم، فیلسوف اجتماعی فرانسوی بیش و پیش از بقیه در این زمینه تحقیق کرده است.
 
دهم سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. در یادداشت پیش رو نویسنده به بررسی برخی ابعاد اجتماعی این پدیده پرداخته و دیدگاه‌های دورکیم و برخی متفکران معاصر در این زمینه را مورد نقد و ارزیابی قرار می‌دهد.

پیشگیری از خودکشی
خودکشی با ترکیب عوامل بیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شکل می‌گیرد. روانشناسان هنگام تلاش برای توضیح خودکشی، بر عوامل سطح فردی تأکید می‌کنند مانند سابقه بیماری روانی یا سوء مصرف مواد. جامعه‌شناسان نیز به جنبه‌های مهم اجتماعی خودکشی با تمرکز بر پویایی خودکشی در سطح کلان ساختار‌ها توجه دارند.

روز جهانی پیشگیری از خودکشی فرصتی برای ارتقاء آگاهی جامعه از پدیده خودکشی و ارایه ابتکارات و اندیشه‌های جدید برای جلوگیری از مرگ‌ومیر قابل پیشگیری هزاران نفر در سراسر جهان است. از این رو توجه و حمایت دولت، جامعه مدنی، رسانه‌ها همراه با آموزش و ارایه اطلاعات مربوط به روند خودکشی، بی‌شک عملکرد‌ها و راهکار‌های پیشگیری از خودکشی را بهبود خواهد بخشید چرا که اطلاعات در مورد روند و عوامل خودکشی می‌تواند برای برنامه‌ریزی یک استراتژی پاسخ به خودکشی مفید باشد.
 
این حمایت‌ها باعث افزایش تفاوت در ارتقاء آگاهی و ترغیب گفتگو‌ها خواهد شد. داده‌های مربوط به خودکشی نیز بینش درستی در مورد تأثیر زمینه‌های فرهنگی و ساختار‌های کلان اجتماعی بر میزان خودکشی ارایه می‌دهد، اما از آنجایی که میزان بالای خودکشی غالبا به عنوان سندی مبنی بر عدم موفقیت اجتماعی یا فقدان خوشبختی اجتماعی معرفی می‌شود و به تعبیری، خودکشی پیامد نهایی ناامیدی است و نشانگر نقطه‌ای است که زندگی آنقدر بد پیش می‌رود که می‌توان گفت، اثبات شکست اجتماعی است.

خودکشی از نظر دورکیم
از نظر دورکیم نیز خودکشی نمونه بارز قطع ارتباط روابط بین افراد و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند عنوان می‌شود لذا بعضی از کشور‌ها از ارایه آمار دقیق خودکشی اجتناب می‌کنند.
 
آرای دورکیم در کتاب خودکشی (دورکیم، ۱۸۹۷) در مورد پدیده خودکشی هنوز یکی از مبانی جامعه‌شناسی تجربی است و مطالعات مقطعی و طولی متعددی نیز طی دهه‌های گذشته از آرای دورکیم حمایت می‌کنند که انسجام اجتماعی به همراه ترکیب مذهبی و جمعیتی (خانواده و ازدواج) و شرایط اقتصادی با میزان خودکشی دارای همبستگی است.

نسبت جنگ و خودکشی از نظر دورکیم
دورکیم در مورد پدیده جنگ معتقد بود که جنگ خودکشی را کاهش می‌دهد. وی استدلال می‌کرد که جنگ‌ها با ایجاد احساسات جمعی، تحریک روحیه میهن‌پرستی، ایمان ملی و ... باعث ادغام و انسجام قوی‌تر جامعه می‌شود (۲۰۰۲، ۱۶۶) زیرا اعضای گروه، گرد هم می‌آیند تا از منافع جمعی در برابر یک مهاجم بیگانه دفاع کنند، اما زمانی که جنگ متوقف می‌شود یعنی در زمان صلح با ایجاد یک خلأ انسجام اجتماعی، خودکشی افزایش می‌یابد.
 
دورکیم باور دارد در شرایط پس از جنگ (یعنی زمان صلح)، در جامعه نظم یافته جدید، افراد بیشتر تمایل به درونی شدن پرخاشگری و سرخوردگی داشته که از این رو، خودکشی افزایش می‌یابد.

جنگ، بخشی از زندگی سیاسی
دورکیم جنگ را بخشی از زندگی سیاسی می‌دانست که همراه با دین و زندگی خانوادگی به عنوان سه حوزه برای التیام و تقویت انسجام اجتماعی، یکپارچگی و اتحاد عناصر مختلف اجتماع کار کرد دارند. وی معتقد بود که نهاد دین و نهاد خانواده و پدیده جنگ هر سه شرایط خشونت درونی (حودکشی) را تقلیل داده و خشونت بیرونی را افزایش خواهند داد.
 
ولیکن مطالعات جدیدپیرامون جنگ و خودکشی پیچیدگی‌های جامعه شناختی خود کشی را آشکار نموده‌اند به شکلی که یافته‌های این مطالعات بخشی از آرای خودکشی در زمان صلح دورکیم را به چالش می‌کشد.

تاثیر صلح بر روند خودکشی
تاثیر صلح بر روند خودکشی از اینگونه مطالعات جدید است که با رویکردی انتقادی به ارزیابی آرای دورکیم در مورد خودکشی در زمان صلح می‌پردازد زیرا آرای دورکیم در مورد اینکه جنگ میزان خودکشی را کاهش می‌دهد و در زمان صلح با ایجاد یک خلأ انسجام اجتماعی خودکشی افزایش می‌یابد، این ایده فرهنگ صلح را که جامعه صلح‌آمیز‌تر، منسجم‌تر است را زیر سوال می‌برد.

یافته‌های مطالعات پیرامون «تاثیر جنگ بر میزان خودکشی» در کشور فرانسه و مطالعات جدید «روند خودکشی در زمان صلح» در ایرلند شمالی این تحلیل را تایید می‌کنند. سیوبان اونیل استاد علوم بهداشت روان، دانشکده اولستر با یافته‌های مطالعات خود ثابت کرد که بین رفتار خودکشی و تجربه یک واقعه آسیب زای جنگ و درگیری، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
 
وی طی تحقیقات طولی خود دریافت که تنها کمتر ازچهار درصد از افرادی که هرگز یک واقعه آسیب‌زا را تجربه نکرده‌اند برای اقدام به خودکشی آن را جدی ارزیابی کرده‌اند، اونیل می‌گوید «وقتی یک نفر چیز وحشتناکی را می‌بیند، وقتی یک نفر دچار آسیب دیدگی می‌شود این مساله برنحوه ارتباط آن‌ها بر دیگران تاثیر می‌گذارد. از جمله در نحوه ارتباط با خانواده، فرزندان و حتی نوه‌ها.
 
وی معتقد است حتی نوزادان آتش‌بس نیز با فشار‌های اضافی درگیری‌ها روبرو هستند با اینکه اکثر آن‌ها هرگز به‌طور مستقیم شاهد آن نبودند. یافته این پژوهش گویای آن است که مشکلات یک کشور جنگ‌زده با رسیدن به صلح به پایان نمی‌رسد و اثرات جنگ با قربانیان، مجروحان و مصدومین متوقف نمی‌شود و شواهدی موجود است که باز ماندگان تروما (باز ماندگان جنگ) رفتار‌های خود را به فرزندان خود منتقل می‌کنند.
 
مطالعه جدید و مهم دیگر، یافته‌های یک مطالعه موردی از روند خودکشی بر اساس سن، جنس و علت مرگ در طی یک دوره چهل ساله با عنوان «جنگ، صلح و خودکشی» توسط دبلیو-تام لینسون استاد سیاست‌های اجتماعی دانشکده جامعه‌شناسی دانشگاه ملکه بلفاست ایرلند شمالی است که جوایز متعددی به جهت یافته‌های جدید خود از سازمان بهداشت ایرلند و سازمان‌های بین‌المللی بهداشت جهانی و سیاست‌های اجتماعی دریافت کرده است.

لینسون با بررسی میزان خودکشی در زمان صلح پس از یک دوره چهل ساله جنگ و درگیری در ایرلند شمالی و افزایش دو برابری میزان خودکشی در سال ۲۰۱۴، با پذیرش اینکه نظریه انسجام اجتماعی در زمان جنگ دورکیم، همچنان برتحلیل خودکشی تاثیر می‌گذارد یافته مهم این پژوهش طولی برخلاف آرای دورکیم اشاره می‌کند و می‌افزاید: افزایش میزان خودکشی در زمان صلح تابع مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی و روانی، شامل رشد انزوای اجتماعی و بهداشت روانی ضعیف ناشی از آسیب‌های تجربه خشونت، درگیری و جنگ است.

مروری بر یافته‌های پژوهش‌های اخیر
گوشه‌ای از یافته‌های این پژوهش:
 
۱- بالاترین و سریع‌ترین نرخ خودکشی در بین کودکان و نوجوانانی که در طی بدترین خشونت‌های سال‌های جنگ و درگیری که شاهد آن بوده و رشد کرده و اکنون بزرگ شده‌اند مشاهده شد.
 
۲- اثرات جنگ و مشکلات آن بر سلامت روان و رفتار افراد جامعه، شاهدان، بازماندگان و عاملان خشونت اجتماعی دیده شده است.
 
۳- درگیری‌های پایدار تاثیر معنا داری بر ساختار‌های اقتصادی و اجتماعی دارد مخصوصا در ارتباط با اشتغال و بیکاری.
 
۴- تاثیر طولانی مدت خشونت برگستره وسیعی از فرهنگ جامعه (د-جونگ، ۴۱: ۲۰۰۲).
 
۵- براساس گروه‌های سنی و جنسی تاثیر درگیری‌ها متفاوت است بطوری که روند برخی از گروه‌های سنی بر خلاف روند کلی است.
 
(برای درک ارتباط خدمات و افراد نیازمند و استراتژی‌های بهداشت عمومی باید به گروه‌های سنی متوسط و سنین بالا بیشتر توجه شود در ضمن زنان و افراد بیکار یا با در آمد پایین در معرض خطر بیشتر هستند).

۶- ضعف و نابسامانی اقتصادی، به نظر می‌رسد میزان خودکشی به‌طور کلی با شاخص‌های پریشانی اقتصادی همراه است. به عنوان مثال، میزان خودکشی بطور کلی با بیکاری و وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی در بروز خودکشی مرتبط است.

مساله بیکاری
همچنین خاطرنشان کرده‌اند که بیکاری عامل اصلی میزان بالای خودکشی است. به نظر می‌رسد با توجه به شاخص‌های فلاکت (ضریب جینی) که مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم است و شاخص بد بینی (ناامیدی نسبت به آینده و شاخص افسردگی که ایران جزو ۱۰ کشور غمگین جهان است.)
 
کشور ما از این حیث باید مورد توجه و مطالعه جدی قرار بگیرد؛ لذا جدی گرفتن علائم پدیده خودکشی و تلاش برای کاهش خودکشی ضروری به نظر می‌رسد. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان داده است که افزایش شادی، درآمد بالا، ازدواج، سلامتی و بهداشت روانی مناسب می‌تواند خودکشی را مهار و کاهش دهد (هلیول، ۲۰۰۷).
 
در پایان، چون خودکشی یک پدیده و رفتار پیچیده است لذا شناسایی روند‌های خودکشی و عوامل خطر برای جلو‌گیری از خودکشی با آموزش مهارت‌های درک خودکشی، پیشگیری و مداخله قبل از رسیدن به خط بحران الزامی است.

ناامیدی و مساله خودکشی
از آنجایی که خودکشی پیامد نهایی نا امیدی است و ناامیدی تونل تاریکی است که هیچ چراغی در انتهای آن برای میل به زندگی روشن نیست از این رو خانواده‌ها و نهاد‌های متصدی امر باید افرادی را که روز‌های سختی را پشت سر می‌گذارند را شناسایی و تنها نگذارند. به خصوص افرادی که صحبت از افکار خودکشی می‌کنند. زیرا درک خودکشی به ما یاد آوری می‌کند که چرا همه باید شنوندگان خوبی باشیم.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه