یوجین فرانسیس فاما؛ سلطان بازار‌های مالی

یوجین فرانسیس فاما؛ سلطان بازار‌های مالی

او در سال ۲۰۱۳ میلادی به دلیل سال‏ها تلاش در حوزه ‏های مختلف اقتصادی به همراه رابرت شیلر و لارس پیتر هانسن، موفق به دریافت نوبل اقتصاد شد. این روزها، به پاس تلاش‏های بی‏وقفه ‏اش در زمینه مالی، از او با نام پدر علم فاینانس جدید یاد می‏کنند.
کد خبر: ۷۷۴۶۷
بازدید : ۵۰۸۳
۰۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۵
یوجین فرانسیس فاما؛ سلطان بازار‌های مالی
 
نرگس حافظی| یوجین فاما یکی از مشهورترین اقتصاددانان عصر حاضر در حوزه نظریه پورتفولیو و قیمت‏گذاری دارایی است. فعالیت‏های علمی فاما در زمینه بازارها، به ویژه پژوهش در زمینه فرضیه بازار کارا، در سطح دنیا بسیار شناخته‏ شده است و حاصل تحقیقات طولانی‏مدتش، تحولات شگرفی در مدیریت سرمایه‏گذاری ایجاد کرده است.
 
او در سال ۲۰۱۳ میلادی به دلیل سال‏ها تلاش در حوزه ‏های مختلف اقتصادی به همراه رابرت شیلر و لارس پیتر هانسن، موفق به دریافت نوبل اقتصاد شد. این روزها، به پاس تلاش‏های بی‏وقفه ‏اش در زمینه مالی، از او با نام پدر علم فاینانس جدید یاد می‏کنند.

پادشاه بازار‌های مالی کیست و چه کرده است؟
یوجین فرانسیس فاما در ۱۴ فوریه سال ۱۹۳۹ میلادی در شهر بوستون در ایالات متحده آمریکا متولد شد. مادر و پدرش از نسل مهاجران ایتالیایی به آمریکا بودند که وضعیت مالی چندان مطلوبی نداشتند.

فاما پس از اتمام دوره دبیرستان، تحصیلاتش در مقطع لیسانس را در رشته «مگنا کام لود» یا «زبان‏های رومانس» در دانشگاه تافس آمریکا ادامه داد. در سال ۱۹۶۰ میلادی مدرک کارشناسی خود را در این رشته گرفت و در همین ایام بود که طبق گفته خودش اقتصاد را بیش از علوم دیگر درگیر با زندگی روزمره یافت و تصمیم گرفت تحصیلاتش را در این رشته ادامه دهد.
 
او برای تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد، رشته MBA و در مقطع دکترا رشته اقتصاد را انتخاب کرد. فاما این دو مقطع تحصیلی را در مدرسه بازرگانی بوث دانشگاه شیکاگو به پایان رساند.

او در مقطع دکتری، حوزه امور مالی را برگزید و پایان ‏نامه خود با عنوان «رفتار قیمت‏های بازار سهام» را زیر نظر اساتیدی، چون مرتون میلر، هری رابرتز و بنیوت مندلبرات دفاع کرد؛ اساتیدی که همگی از سرآمدان رشته اقتصاد در دوران تحصیل او بودند.

اهمیت کار مطالعاتی او در مقطع دکتری به حدی بود که پایان‏نامه‏اش در ژانویه سال ۱۹۶۵ میلادی در ژورنال بازرگانی چاپ شد. فاما در مطالعات خود چنین نتیجه گرفته بود که قیمت سهام غیرقابل‌پیش‏بینی است و از روند گام تصادفی پیروی می‏کند.
 
این نتیجه ‏گیری و اهمیت پژوهش‏هایش به اندازه‏ای زیاد بود که به او پیشنهاد داده شد یک مقاله غیر‏فنی‏ تر و تنها در‏برگیرنده اطلاعات مهم این مطالعه هم تالیف کند و با چاپ آن، یافته‏ های مهم این مطالعه در اختیار فعالان بازار سرمایه و اقتصاد قرار بگیرد؛ چراکه بسیاری از افرادی که در حوزه ‏های مالی مشغول به کار بودند، از اطلاعات فنی اقتصادی کافی برخوردار نبودند.
 
او سرانجام این مقاله را با عنوان «گام‏های تصادفی در قیمت‏های بازار سهام» در سال ۱۹۶۵ میلادی در نشریه تحلیلگران مالی و در سال ۱۹۶۸ میلادی در نشریه سرمایه‏گذار سازمانی منتشر کرد. یوجین فاما در سال ۱۹۶۹ میلادی مقاله دیگری با عنوان «تعدیل قیمت‏های سهام در مواجهه با اطلاعات جدید» در ژورنال گذر اقتصاد بین ‏الملل منتشر کرد.
 
این مقاله اولین مطالعه در زمینه عکس‏العمل بازار سهام به اتفاقات مختلف بود و به همین دلیل، اهمیت علمی و تاریخی بسیار زیادی دارد. یوجین فاما پس از اتمام دکتری، در دانشگاه شیکاگو مشغول به کار شد و همچنان در این دانشگاه حضور دارد.

نگاهی عمیق‏تر به نظرات یوجین فاما

️فرضیه بازار کارا
هسته اصلی تفکر فاما که پایه دانش مالی کلاسیک امروزی است، فرضیه بازار کاراست. این فرضیه که مبنای نظریه‏ های بعدی مالی کلاسیک است، به قدری مهم است که اگر آن را از این نظریه‌ها بگیریم، چیز قابل توجه دیگری از آن‌ها باقی نمی ‏ماند.
 
فاما در این نظریه بیان کرد در بازاری که جمع کثیری از معامله ‏گران آگاه در آن فعالیت می‏کنند، اوراق بهادار به نحو مناسبی قیمت ‏گذاری شده و همه اطلاعات موجود را منعکس می‏کند. فاما سه نوع کارایی را در بازار‌های مالی در نظر گرفت: اول فرم قوی، دوم فرم نیمه ‏قوی و سوم کارایی ضعیف.
 
تفاوت این سه مفهوم در نوع و سطح اطلاعاتی است که در فرآیند قیمت‏ گذاری دخیل بوده‏اند. در کارایی فرم ضعیف مجموعه اطلاعات استفاده‏شده قیمت‏های تاریخی هستند که از روند قیمت‏های تاریخی قابل پیش‌بینی هستند. اگرچه غیر‏ممکن است که بر مبنای این اطلاعات بتوان دید درستی در مورد سود‌های بازار سهام به دست آورد.
 
فرم نیمه‏ قوی فرض می‏کند که تمامی اطلاعات عمومی در قیمت‏های سهام بازتاب داده شده‏اند و این اطلاعات عمومی را می‏توان اعلانات شرکت‏ها یا داده‏های مربوط به درآمد و سودآوری سالانه آن‌ها دانست. در نهایت در فرم قوی تمامی اطلاعات از قبیل: اطلاعات خصوصی در فرآیند قیمت‏گذاری در نظر گرفته شده است و هیچ بخشی از اطلاعات به صورت اطلاعات انحصاری در تعیین سود اهمیت ندارد.
 
به تعبیر بهتر، دلالان کارکشته و حرفه‏ای که به اطلاعات خاص دسترسی دارند، نمی‏توانند سود بیشتری نسبت به دیگر گروه دلالان حرفه‏ای و حتی غیر‏حرفه‏ای به دست آورند. فاما هم‌چنین بیان کرد که مفهوم کارایی بازار بدون اینکه مدل تعادل بازار رد شود، قابل رد شدن نیست (به عنوان مثال در مکانیسم تعیین قیمت).
 
این مفهوم که به آن «مشکل فرضیه مشترک» هم می‏گویند، مدت‏ها به موضوع اصلی مورد بحث و مطالعه توسط پژوهشگران تبدیل شده است. کارایی بازار نشان می‏دهد چگونه اطلاعات می‏تواند در فرآیند قیمت‏گذاری تاثیر داشته باشد و فاما در سال ۱۹۷۰ میلادی تاکید کرد که فرضیه کارایی بازار باید با توجه به نرخ‏های بازگشت سرمایه انتظاری، آزمون و تحلیل شود.

این نظریه هرچند از اهمیت بالایی برخوردار است، اما از دهه ۱۹۹۰ میلادی به بعد انتقاداتی به آن وارد شد که بخش عمده‏ این انتقادات از سوی محققان مالی رفتاری مطرح شد. نظریه مالی رفتاری، انسان «نرمال» را در برابر انسان «عقلایی» اقتصاد نئوکلاسیک قرار می‏دهد و معتقد است فرض عقلایی بودن به دلیل واقعی نبودن آن، قادر به توضیح رفتار سرمایه ‏گذاران نیست.
 
جنبه دیگر انتقادات مالی رفتاری به مالی کلاسیک که مستقیماً مربوط به فرضیه کارایی بازار فاما است، عمدتاً با تاکید روی بی‏قاعده بودن بازار سهام (به مالی کلاسیک) وارد شده است.

️مدل فاما-فرنچ
اگر نگاهی به تاریخچه مدل‏های قیمت‏گذاری بیندازیم، مشاهده می‏شود اولین و قدیمی ‏ترین مدل برآورد بازدهی مورد انتظار، مدل قیمت‏گذاری دارایی سرمایه‏ای (CAPM) مربوط به دهه ۶۰ است که به قابل‌فهم‏ترین مدل قیمت‏گذاری معروف است.
 
سپس نظریه قیمت‏گذاری آربیتراژ استفان راس در دهه ۷۰ وارد شد و در ادامه تحول مدل‏های قیمت‏گذاری، مدل‏های چندعاملی که حاوی فاکتور‌های اقتصادی مثل نرخ تورم بودند، اوج گرفت. سپس مدل‏های شاخصی که بارزترین آن‌ها، مدل  فاما-فرنچ در دهه ۹۰ بود، ورود یافت.
 
این نظریه بیان می‏دارد بازده مورد انتظار شرکت به سه عامل اندازه شرکت، بازده بازار و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار (BtM) وابسته است. مجموع سه عامل فوق، بازدهی مورد انتظار را تشکیل می‏دهد؛ که بازدهی مورد انتظار هم پیچیده ‏ترین متغیر مربوط به مدل‏های قیمت‏گذاری دارایی ‏هاست.
 
البته این مدل نیز بعد‌ها مورد تغییر قرار گرفت که معروف‏ترین آن‌ها مدل چهار‏عاملی کارهارت است. در این مدل، عامل نقدینگی نیز به سه عامل مدل فاما-فرنچ افزوده شده است. او اعتقاد داشت با افزودن این عامل، قدرت توضیح‏دهندگی مدل بالاتر می‏رود.
 
با این حال شواهد تجربی این موضوع را تایید نکرد. روش مرسوم قیمت‏گذاری دارایی‏ها که به‌عنوان قیمت‏گذاری دارایی‏های سرمایه‏ای (CAPM) شناخته شده است، تنها از یک متغیر جهت بیان بازدهی سبد دارایی یا سهام در قیاس با بازدهی بازار استفاده می‏کند. اما مدل فاما-فرنچ از سه متغیر استفاده می‏کند.
 
فاما و فرنچ در مشاهدات خود دریافتند سهام سایز کوچک و سهام با نسبت بالای ارزش دفتری به ارزش بازار (که معمولاً سهام ارزشی نامیده می‏شوند و در مقابل سهام رشدی هستند) نسبت به بازار بهتر عمل می‏کنند. مدل سه ‏عاملی بیش از ۹۰ درصد بازدهی پورتفو‌های متنوع را توضیح می‏دهد، در‏حالی‏که مدل CAPM تنها حدود ۷۰ درصد را توضیح می‏دهد.

جوایز و افتخارات
فاما در طول سال‏های فعالیتش جوایز و افتخارات بسیاری، در اقتصاد و به‏ویژه فاینانس کسب کرده است. پدر علم فاینانس جدید موفق به کسب جوایز معتبر جهانی، چون جایزه «دویچه بانک آلمان» در سال ۲۰۰۵ میلادی شد.
 
دومین جایزه او در سال ۲۰۰۷ میلادی بود که جایزه «اتحادیه مالیه مورگان استنلی آمریکا برای برتری در حوزه فاینانس» نام داشت. سومین جایزه هم در سال ۲۰۰۹ میلادی نصیبش شد که جایزه «اوناسیس در فاینانس» نام داشت.

فاما در سال ۲۰۰۷ میلادی جایزه خلاقیت فرد اردیتی را که توسط مرکز نوآوری CME تخصیص داده شده بود به دست آورد. در مراسم اهداء جایزه او، مایرون اسکولس، یکی از اقتصاددانان برجسته آمریکایی و نوبلیست اقتصاد گفت: «فاما افق تازه‏ای را در تحلیل عملکرد بازار سرمایه، نظریه قیمت‏گذاری دارایی، مالیه شرکتی و بازار‌های منتفع از آن در سطح جهان گشود.
 
او مقالات زیادی در زمینه کارایی بازار‌ها تالیف کرده است که به تحلیل نحوه انتقال ریسک‏های مالی در قرارداد‌های آتی می‏پردازد. مطالعات نوآورانه او منجر به مشارکتش در توسعه محصولات مالی جدید و معرفی قرارداد‌های آتی تازه برای صندوق‏های سرمایه‏ گذاری و بازار‌های دیگر شد.»

از دیگر جوایز و افتخارات فاما باید به جایزه علوم ملی بلژیک در سال ۱۹۸۲ میلادی و جایزه نیکولاس مولودوفسکی از موسسه شناخته ‏شده CFA برای کار در زمینه نظریه قیمت‏گذاری بازار سرمایه و نظریه پورتفولیو اشاره کرد که در سال ۲۰۰۶ میلادی دریافت کرده است.
 
او که ریاست مرکز مطالعات در زمینه قیمت اوراق قرضه در دانشگاه شیکاگو را بر عهده داشته است، توانسته بهترین ابزار برای ارزیابی و اندازه‏ گیری داده‏های مربوط به بازار اوراق قرضه را ایجاد کند. این مرکز که بیش از ۴۰ سال در دانشگاه شیکاگو قدمت دارد، از مهم‏ترین مراکز مطالعات اقتصادی در این کشور محسوب می‏شود.

او که یکی از برجسته‏ ترین و موفق‏ترین استادان اقتصاد در دنیاست، زندگی خانوادگی موفقی را هم تجربه می‏کند. فاما پدر چهار فرزند است و هم‏اکنون ۱۰ نوه دارد که به گفته خودش بخش زیادی از روز‌های تعطیلش را در کنار خانواده و نوه ‏هایش می‏گذراند.
 
منبع: روزنامه سازندگی
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه