بحران سلامت روان مردان جدی است؛ آقایان این چند نکته کاربردی را بدانند

بحران سلامت روان مردان جدی است؛ آقایان این چند نکته کاربردی را بدانند

یک دفترچه یادداشتِ جیبی بخرید و هر هفته خلق خود را بررسی کنید و ببینید در طول روز چه خلقی بر شما حاکم است. خلق خود را از ۱ تا ۱۰ امتیازدهی کنید و زیر آن بنویسید که چرا این عدد را به آن داده‌اید. برای مثال ۳ از ۱۰ به دلیل آنکه تماس‌های تلفنی بیش‌از اندازه داشتم یا ۸ از ۱۰ به دلیل اینکه توانستم به پارک بروم و بدوم.
کد خبر: ۸۲۱۱۹
بازدید : ۱۳۷۰۷
۱۵ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۴
بحران سلامت روان مردان جدی است؛ آقایان این چند نکته کاربردی را بدانید
فرادید| کووید-۱۹ یکی از بزرگترین تهدید‌هایی است که جهان طی چند سال اخیر به خود دیده است. به این بحران، گزارش‌های روزمره درباره رکود اقتصادی و تغییراتِ آب‌و‌هوایی جهانی را هم اضافه کنید. همه این موارد به اضطراب و نگرانی در جوامع دامن می‌زند.

نتیجه یک مشاهده که در هفته‌های اخیر در انگلستان انجام شده است، نشان می‌دهد که وضعیتِ سلامت روان ۱ کارگر از هر ۳ کارگر انگلیسی در طی بحران همه‌گیری کووید-۱۹ وخیم‌تر شده است.

من به ۲ دلیل فکر می‌کنم کار کردن در این دورانِ نامطمئن سلامت روان مردان را بیشتر تهدید می‌کند: نخست، ما مردان، چه حقیقت داشته باشد چه نه، همچنان خودمان را نان‌آورانِ اصلی خانه می‌دانیم و اگر نتوانیم خانواده‌مان را تأمین کنیم، در انجامِ نقشِ بینادی خود به عنوانِ یک مرد شکست خورده‌ایم. البته این طرز فکر کهنه شده، اما من بارو دارم که هنوز در عمق روان مردانه ما جا دارد.

دومین دلیل آن است که مردان بنا به دلایلِ ژنتیکی آنطور که زنان درباره مشکلات خود صحبت می‌کنند، درباره مسائل و مشکلاتشان صحبت نمی‌کنند. ما مردان تمایل داریم افکار منفی و خود‌ویرانگرِ خود را درون سرِ خود محبوس کنیم و اعتماد به نفس خود را تا مرحله بحرانی شدن تضعیف کنیم.

یک تحقیق اخیر که توسط انجمن روان‌کاوی سلطنتی RCP در انگلستان انجام شده است، نشان می‌دهد که قرنطینه بیشترین اثر منفی را بر سلامت روانی مردان بین سنین ۱۸ تا ۲۵ سال داشته است و این انجمن هشدار داده که «سونامی بیماریِ روان» در راه راست. بعلاوه، تحقیقی که بروی ۲۰۰۰ داوطلب در زمان قرنطینه انجام شد نشان داد که مردان میانسال بیشتر از هر گروهِ دیگری افکار خودکشی داشتند.

۱۲ سال قبل من از استرس و اضطراب ناشی از کار رنج می‌بردم که به افسردگی و افکار جدی درباره پایان دادن به زندگی‌ام انجامیده بود. کار همیشه برای من یک محرک واقعی بوده و من با آن‌چیزی که اکنون فهمیده‌ام اسمش «سندروم دغل‌باز» است و به این معنی است که فرد احساس می‌کند همواره مانند یک شیاد باید احساس واقعی خود را پنهان کند و در دسترس باشد، دست‌وپنجه نرم می‌کردم. من ۱۹ سال سابقه کار دارم، اما همواره با این ترس زندگی می‌کنم که یک نفر من را صدا بزند و بگوید: «این یارو از شغلش ناامید شده.. تو یه شکست خورده‌ای!»

مانند بسیاری از مردم من هم فهمیده بودم که هویت و اعتماد به نفسم به شغلم تنیده است. بنابراین، وقتی همه چیز درباره شغلم خوب پیش می‌رود من احساس موفقیت می‌کنم؛ اما وقتی اینطور نیست من احساس یک شکست‌خورده را دارم، آن هم نه فقط در حیطه کاری بلکه به عنوان یک انسان احساس شکست می‌کنم. این فکر‌ها نه تنها هیچ سودی ندارد بلکه خطرناک هم هست.

خودکشی بزرگترین عامل کشنده در بین مردان زیر ۴۵ سال در انگلستان است و اخیراً مدیر خیریه سلامت روان مردان، سیمون گانینگ، گفته است: «اگر شما یک مرد جوان باشید که در انگلستان زندگی می‌کند، محتمل‌ترین چیزی که ممکن است شما را بکشد، خودتان هستید.»

برای همین من به همراه یکی از دوستان مدرسه‌ام، پاتریک آدیس، کتابی نوشتم درباره سلامتِ روان مردان با عنوان «پسران بزرگ گریه نمی‌کنند؟». هدف از نوشتن این کتاب تشویق مردان است برای آنکه درباره خودشان صحبت کنند. ما با ۶۰ مرد با زمینه‌های مختلف شغلی از وکلا گرفته تا تجار، پستچی‌ها و ورزشکاران حرفه‌ای صحبت کردیم و از آن‌ها خواستیم تا داستان‌ها و جنگِ خود با بیماری روانی را با ما به اشتراک بگذارند.

اصلی‌ترین درسی که گرفتیم این بود که هیچ‌کس- مطلقاً هیچ‌کس- در مقابل چالش‌های سلامت روان مصون نیست. اصلاً مهم نیست که فرد چه پس‌زمینه‌ای دارد، چقدر ثروتمند است، شغلش چیست، سنش چقدر است، بیماری روانی تبعیضی قائل نمی‌شود. این بیماری از همه ما استقبال می‌کند.

خبر خوب این است که شما می‌توانید تکنیک‌ها و ابزار‌هایی را برای کمک به مدیریت سلامت روان خود بیاموزید و به این ترتیب نه تنها بقای خود را تضمین می‌کنید بلکه در دنیای نامطمئن امروزی پیشرفت هم خواهید کرد.
۴ نکته را که خصوصا در دوران همه‌گیری می‌تواند به حفظ سلامت روان کمک کند به شما یادآوری می‌کنم:

شما شغلتان نیستید

نکته‌اش این است که باید خودتان را از موقعیت‌های غیرواقعی جدا کنید و درک کنید که هویت شما را شغلتان تعیین نمی‌کند. در دوران قرنطینه فهمیدم که باید تأکید کمتری روی شغلم داشته باشم و در حوزه‌های دیگر زندگی مانند خانواده و دوستانم تمرکزِ بیشتری بکنم. من الان از هر زمان دیگر به لحاظ مالی فقیرتر هستم، اما به لحاظ وقت داشتن و روابط شخصی از هر زمان دیگری ثروتمندتر هستم. درحقیقت، اکنون بیش از هر زمانی احساس می‌کنم که لحاظ جسمی و روانی سالم هستم.

به روزتان نظم بدهید

یک راه برای آنکه احساس کنید بر زندگی‌تان کنترل دارید آن است که یک برنامه روزانه داشته باشید. من یک کاغذ A۴ را بر می‌دارم و آن را به سه ستون تقسیم‌بندی می‌کنیم – صبح، بعدازظهر و شب – بعد ردیف‌های زمان را به هر ستون اضافه می‌کنم و سه فعالیتِ اصلیِ مربوط به شغل، اوقات فراغت و کار‌های خانه را با پونزِ آبی علامت‌گذاری می‌کنم. این نوع برنامه‌ریزی بسیار منعطف است و من می‌توانم زمان انجام فعالیت‌ها را جا‌به‌جا کنم.
این کار کمک می‌کند تا فعالیت‌هایی مانند کتابخوانی و قدم زدن را در برنامه اضافه کنم تا تمام وقتم را جلوی لپ‌تاپم سپری نکنم. این کار همچنین کمک می‌کند که فقط سه چیز و نه بیشتر را در الویت بگذارم. احساس خوبی دارید وقتی هر سه را پیش از رفتن به تختخواب انجام داده‌اید.

درباره خلق خود یادداشت روزانه داشته باشید

این روش ساده‌ای برای شناسایی احساسی است که هر روز دارید و کمک می‌کند تا فعالیت‌های اصلی را که در پایین آمدن یا ارتقاء خلقتان نقش دارند تشخیص دهید. یک دفترچه یادداشتِ جیبی بخرید و هر هفته خلق خود را بررسی کنید و ببنید در طول روز چه خلقی بر شما حاکم است. خلق خود را از ۱ تا ۱۰ امتیازدهی کنید و زیر آن بنویسید که چرا این عدد را به آن داده‌اید. برای مثال ۳ از ۱۰ به دلیل آنکه تماس‌های تلفنی بیش‌از اندازه داشتم یا ۸ از ۱۰ به دلیل اینکه توانستم به پارک بروم و بدوم.

میانگین نمره روزانه خود را یادداشت کنید. آخر هر هفته نیز میانگین خلق خود را یادداشت کنید. خیلی زود متوجه می‌شوید که چه فعالیت‌هایی روی خلق شما اثر مثبت دارد و چه فعالیت‌هایی اثر منفی دارد. این کار همچین برای مواقعی که می‌خواهید با شریک عاطفی یا اعضای خانواده یا پزشک خود صحبت کنید، کمک‌کننده است.

مدیتیشن را امتحان کنید

یکی از مفیدترین راه‌هایی که طی سال‌های گذشته آموختم و می‌تواند سلامتِ روانِ من را بهبود ببخشد، مدیتیشن است. من نخستین ۲۰ دقیقه هر روز را اختصاص داده‌ام به اینکه در یک گوشه با افکار خودم خلوت کنم و هر زمانی که ذهنم به سمتی پیش می‌رود که افکار گذشته را نشخوار کنم یا درباره آینده دچار نگرانی شوم، توجهم را به نفس کشیدنم معطوف می‌کنم.

اصلا احتیاجی به ابزار فانتزی یا ساعت‌ها در حالتِ نیلوفر آبی نشستن در یک گوشه نیست، هر ۵ دقیقه‌ای که روی صندلی آرام بنشینید یا روی تخت دراز بکشید و به افکار خود توجه کنید به شما احساس تعادل و آرامش می‌دهد.
آنچه گفتم فقط چند ابزار کوچک است که می‌تواند در کنار خوابِ کافی، تغذیه سالم و ورزش کردن به شما کمک کند. اما نکته کلیدی پیدا کردنِ روشی است که مناسبِ شخصِ شما باشد و به شما کمک کند تا انتخاب‌های خود را باز بگذارید و درباره خودتان صحبت کنید نه اینکه به کلیشه‌های «قوی و محکم بودن مانند مرد» وابسته بمانید.

منبع: The Telegraph
نویسنده: Favian Devlin
ترجمه: سایت فرادید
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین