سـید مـحمد محیط طـباطبایی؛ مغزش کتابخانه‌ای متحرک بود

سـید مـحمد محیط طـباطبایی؛ مغزش کتابخانه‌ای متحرک بود

در شهریور ۱۳۲۸خورشیدی، محیط از وزارت فرهنگ به وزارت امور خارجه انتقال یافت و به رایزنی فرهنگی در سفارت کبرای ایران در دهلی منصوب شد
کد خبر: ۸۳۷۳۳
بازدید : ۶۰۵۱
۲۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۵
سـید مـحمد محیط طـباطبایی؛ مغزش کتابخانه‌ای متحرک بود
 
سید محمد طباطبایی پژوهشگر ادبی، مورخ، منتقد و ادیب معاصر کشور است که توانست در عرصه اندیشه و عمل در بحث‌های گوناگون توانایی علمی و پژوهشی خود را به نمایش بگذارد و پس از آن، نزد دانشمندان ایرانی و خارجی به‌عنوان پژوهشگری ژرف‌اندیش و توانا، احترام بسیار کسب کند.

در اوایل سده بیستم خورشیدی هنگامی که آموزش و پرورش رسمی در کشور پا گرفت و سپس دانشگاه تهران تاسیس شد، بسیاری از مردان دانش آموخته و فرهیخته برای خدمت در وزارت فرهنگ یا دانشگاه به کار دعوت شدند، گروهی از آنان در حوزه‌های علمیه درس خوانده بودند و همین بر شایستگی آنان گواهی می‌داد.
 
هم اینان بودند که پایه‌های ترویج و تقویت علوم جدید را در ایران بنا گذاشتند و با سعی و تلاش آنان بود که درخت تناور آموزش و پرورش در سراسر کشور پا گرفت. از جمله این فرزانگان سیدمحمد محیط طباطبایی بود که به حق او را می‌توان از معلمان نمونه در تاریخ معاصر ایران دانست.

زندگینامه استاد محمد طباطبایی
سـید مـحمد محیط طـباطبایی در ۱۲۸۱‌خورشیدی در یکی از روستا‌های اصفهان دیده به جهان گشود. او پس از گذراندن تحصیلات متوسطه به تهران رفت و از حوزه درسی شهید شیخ فضل الله نوری استفاده کرد. در انقلاب مشروطه حضوری فعال داشت، اما پس از چندی از سیاست روی گردان شد و به زادگاه خویش بازگشت و اوقات خود را به تدریس و افاضه به طلاب جوان گذرانید. این قاضی دانشور در فتنه افاغنه، اصفهان را ترک و در زواره سکونت اختیار کرد.
 
محیط طباطبایی در مکتب ملاعلی فرزند حاج حسن که مرد فاضل و وارسته ای بود، آغاز به تحصیل کرد و مقدمات علوم حوزوی را از مـحضر پدر و بـرخی علمای زواره فرا گرفت. او موفق شد در مدتی کوتاه مبانی برخی علوم و دانش طبیعی را فرابگیرد و تا حدودی بـا زبان و ادبیات فرانسه آشنا شود.
 
طباطبایی در ۱۳۰۰ خورشیدی بار دیگر به اصفهان آمد تا به تحصیل علم طب بپردازد، اما پس از چندی از تحصیل این شاخه از دانـش بـشری مـنصرف شد و دوباره به زواره بازگشت و بار دیگر خود را مهیای سـفر بـه تهران کرد. (۱)

سرانجام برای تحصیل به گفته پدر یا برای روزنامه نگاری به سلیقه خودش به تهران رفت. یک سال در مـدرسه قـاجاریه و سـه سال دوره ادبی دارالفنون را گذرانید و در ضمن این مدت مقداری هم در مـدرسه عـالی حقوق تحصیل کرد، اما از ادامه آن منصرف شد. در آن روزگار فرصتی یافت تا زبان فرانسه را تکمیل کند و از این طریق بـا آثـار ادبـی دنیای جدید و نویسندگان و شعرای اروپا آشنا شود. (۲)

در کسوت تدریس
در ۱۳۰۵ خورشیدی محیط طباطبایی بـه اسـتخدام وزارت مـعارف درآمد و برای امر تعلیم و تربیت عازم خوزستان شد و به مدت چهار سـال در این اسـتان مـشغول تدریس بود.
 
هنگامی که طرح اصلاح سیستم تألیف و نشر کتاب‌های درسی و خاتمه دادن به هرج و مـرج و فـساد موجود در این زمینه به اجرا درمی آمد، به عضویت کمیسیون انتخاب کتاب هـای درسـی ادبیات فارسی دعوت شد و این دعوت را با شـجاعتی خـاص پذیرفـت. بدین صورت کتاب هـای درسی به صورت واحـدی درآمـد و به هرج و مرج و سوءاستفاده هـای کلان پایان داده شد. (۳)

در شهریور ۱۳۲۸خورشیدی، محیط از وزارت فرهنگ به وزارت امور خارجه انتقال یافت و به رایزنی فرهنگی در سفارت کبرای ایران در دهلی منصوب شد. در تـابستان ۱۳۳۰ خورشیدی به رایزنی فـرهنگی ایران در کشـور‌های عراق، سوریه و لبنان بـرگزیده شـد و تا بهار ۱۳۳۴ خورشیدی در این سرزمین‌ها مشغول کار بود.

حضور فعال طباطبایی در مـحافل و مـجامع علمی فرهنگی
محیط طباطبایی در اغلب کنگره‌های مهم ادبی همچون هزاره فردوسی، خواجه نصیر طوسی، ناصرخسرو، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، شاهنامه، ایران شناسی، خلیج فارس و از جمله در سومین دوره کنگره تـحقیقات ایرانـی با شور و شوق و میل باطنی شرکت کرد و به مناسبت مقام علمی و موقعیت فرهنگی ـ. اجتماعی عضو کمیته مشورتی شد. محیط در کنگره بین المللی خـاورشناسان، عـضو هیات اعزامی ایران به پاریس بود.
 
عضویت در انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی وابسته به کمیسیون ملی یونسکو در ایران از دیگر فعالیت‌های او به شمار می‌رود. (۴) جوایز فراوانی نیز مجامع داخلی و خارجی به محیط طباطبایی اهدا کردند.
 
از سـوی سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات در ۱۳۵۵خورشیدی به پاس خدمات علمی استاد محیط طباطبایی مجلس بزرگداشتی برگزار شد که طی آن ضمن تجلیل از مقام علمی او کتاب محیط ادب که شامل مقالاتی از مشاهیر معاصر بود بـه کوشـش سـید جعفر شهیدی، حبیب یغمایی، باستانی پاریزی و ایرج افشار به طبع رسید و به وی تقدیم شد.

احساس مسوولیت در بیان حقایق
اگرچه محیط در تحقیقات خویش تابع روش استقرایی به شیوه محققان جدید بود، اما در ضمن کار پژوهش هرگز توانایی و ابتکار خود را فراموش نمی‌کرد. در واقع او از متد دیگران در زمـینه کار خود که محصول فـکر و همت خودش بود، استفاده می‌کرد.
 
محیط در یکی از مصاحبه هایش گفته بود: «تحقیق می‌کردم نه تقلید.» این که دنبال هم نقل قول آورده شود تا حـجم کتاب افزوده و وقتی مطالعه می‌شود، مجموعه‌ای متضاد است که مـحتوایش بـا یکدیگـر منسجم نیستند، به اعتقاد محیط روش درستی نبود. او اعتقاد داشت باید نقل قول‌ها و اظهارات و ادعا‌ها را مورد ارزیابـی دقـیق قرار داد و با رعایت انصاف، عدالت و منطق سخن گفت. (۵)
 
محیط هرچه یاد گرفته از کار معلمی و شاگردی بوده و کمتر استادی دیده و بیشتر خـودآموز بـود. توجه به ضرورت‌ها و رفع نیازهای جامعه و احساس مسوولیت در بیان حقایق بـاعث شد که به محیط طباطبایی اجازه ندهد به رغم توانایی خارق العاده در بیان به تألیف کتـاب هـای مـستقل و متعدد روی آورد. محیط هر تحقیقی را تنها تـا بـه آن حد پی مـی گـرفت که اسـتدلال‌های خودش اجازه می‌داد و دل و ذهنش قـانع مـی شد.

کشف و ابتکار
محیط طباطبایی در زمره افرادی بود که دانش را برای اعتلای روح و باروری اندیشه می‌خواست. مغزش کتابخانه ای متحرک بود و اکثر مطالب را که در ادوار مـختلف حـیات خویش آموخته بود در حافظه داشت. حتی چنانچه مـطلبی در چـاپ‌های مختلف کتابی تغییر یافته بود با ذکر سال طبع و حتی حدود صفحات یادآور می‌شد.
 
تلفیق مطالب و استفاده از منابع گـوناگون در آن واحـد و اسـتنتاج مطالب مورد نظر از خصوصیات بارز او بود. تخصص محیط منحصر به زمـینه‌ای مـحدود نبود و در تـمام رشـته هـای مربوط به زبان، ادب، فـرهنگ، تاریخ و جغرافیای ایران و جهان اطلاعات وسیعی داشت و به تمام معنا شایسته نام محیط بود.
 
وقـتی در مـحافل ادبی سخنی از موضوعی به میان مـی آمـد و او رشـته کلام و سـخن را بـه دست می‌گـرفت، اطـلاعاتی وسیع و دقایقی نادر با ذکر منبع از گنجینه گران بهای حافظه خود ارائه می‌داد. در کارنامه خدمات تحقیقات و مطبوعاتی محیط نـوعی دوگـانگی کم نـظیری دیده می‌شود.
 
او از یک طرف به قوت جستجو‌های ژرف و دقـت نـظری که داشـت، نـکته هـای تـازه را می‌یافت و در هر مجمع علمی که آغاز سخن می‌کرد همه در انتظار او بودند که ببینند چه مطالب ناگفته ای را عنوان خواهد کرد. (۶)

مـقاله‌ها و سخنرانی‌های رادیویی کوشش او بر این بود که علم را به میان مردم ببرد و همگان را با فرهنگ اسلامی و ایرانی آشنا سازد. نوشته های محیط در واقع پاسداری بزرگ از معارف اسلامی و ادب و فرهنگ ایران زمین است و به جـرأت مـی توان گـفت که وی میراث سده‌ها سخن و دانش و ادب بود که قلمرو وسیعی از فرهنگ کشور را روشن ساخت.

از ویژگی‌های محیط در قلمرو تـحقیق و پژوهش این بود که اگرچه در جامعه‌ای بالید که محل تلاقی تضاد‌ها محسوب می‌شد، اما بـا تـمامی تـوان کوشید، محیط فرهنگی خویش را به سوی درستی و راستی متحول سـازد.
 
شـاهرخ تویسرکانی ادیب، می‌نویسد: «محیط اهل توازن، استدلال و تعادل بود. کندوکاو در آثارش نشان مـی دهد که تا چه مـیزان فـروزش فرهنگی و علمی داشته است. معتقد بود که کاتب باید کامل باشد و چنان بار آمد که بود. تا آخرین لحظه زندگی از اندوختن، مطالعه، تحقیق و تجربه آموزی غافل نماند»

منتقدی با انصاف‌
مـحیط بـر این بـاور بود که ارزیابی نوشته‌ها و گفته‌های دیگران و انتقاد از اندیشه‌ها برای تهذیب مـحصولات فـکری لازم اسـت. به نظر وی با این که ریشـه تـمامی علوم جدید از شاگردان اعزامی به غرب بود و در میان آن‌ها افراد شایسته و مـفید وجـود داشتند، این روند قابل تأمل بـود.
 
محیط در عرصه اندیشه و عمل مـسلمان مـعتقد پابرجایی بود که در بحث‌های گـوناگون و مـناسبت های مـقتضی از ارزش هـای دینی و فرهنگ اعتقادی پاسـداری می‌کرد. در هر موضوعی و در زندگی علمی و روزمره بسیار شاکر بود و قناعت و مناعت طبع از خصایل بـارزش بـود.

آثـار و تـألیفات
مـحیط طباطبایی در بیش از ۷۰سال تحقیق و فعالیت مطبوعاتی موفق شد، متجاوز از ۲ هزار و ۵۰۰ مقاله در بیش از ۵۵ روزنامه و مجله بنویسد و مدیریت سه نشریه را عـهده دار شود و بـرای ۳۰ جلد کتاب مقدمه بنویسد. ۸۰۰ سخنرانی علمی، ادبی، تاریخی و فرهنگی در رادیو، تلویزیون، کنگره‌های علمی، محافل و مجالس ادبی و اجتماعی ایراد کند. مهمترین اثر استاد محیط طباطبایی گردآوری مجموعه آثار میرزا ملکم خان روشنفکر دوره ناصری است که بعد از انتشار جلد اول آن بنا به دلایل نامعلومی ناتمام ماند. (۷)

ادیب شاعر
محیط از سال‌های جوانی طبع شعر خود را بروز داد و در اشعار (محیط) تخلص می‌کرد. خودش در این باره می‌گوید: «شعر‌های من به فرم و خاص خودم اسـت. صورت غزل را دارد، اما مطول است در ضمن قصیده هم نیست، زیرا که در قصیده مدح و هجو و وصف طرف است.»
 
زرین کوب می‌نویسد: «با آن که اشتغال به مطالعه و تحقیق فرصت زیادی جهت شـاعری بـرای محیط باقی نمی‌گذاشت از این تفنن هم ظاهراً لذت می‌برد و در سال‌های اخیر نمونه‌های بیشتری از آن‌ها را چاپ می‌کرد.» (۸)

چنـــان از یاد بــــردم آشیان خـــــویش را
کـــز نگاه غیر می‌گیـــــــرم نشان خویش را
شعله شمع حیاتم سوخت تا خامــوش شد
بس که خود دادم به خاموشی زبان خویش را

سرانجام محیط طباطبایی
محمد محیط طباطبایی پس از سال‌ها کوشش و فعالیت در حوزه‌های مختلف ادبی، سرانجام در ۱۳۷۱ خورشیدی در آستانه ۹۰ سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت و پیکرش در برج طغرل در مجاورت ابن بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد.

پی نوشت:

۱. یادی از استاد، مجله رهنمون، شماره دوم و سوم، پاییز و زمستان ۱۳۷۱،
۲. یاد یاران، دکتر حسن ذوالفقاری، مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی، بهار ۱۳۸۰،
۳. مجله رهنمون، ص۱۶ و۱۷، رشد آموزش زبـان و ادب فـارسی، ص۲۳،
۴. محیط استادی خود آموخته، علی اصغر محمدخانی، روزنـامه اطـلاعات، شـماره ۱۹۹۸۳، ص۶.۱۲.
۵. مجله محیط به انضمام خاطرات مطبوعاتی محیط، به کوشش سید فرید قاسمی، ص. سیزده و ۲۱۶،
۶. دربـاره استاد محیط، دکتر سید جعفر شهیدی، مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، سال چهارم، شماره ۳و۴، پاییز و زمستان ۱۳۷۴، ص۲۷۰.۳۱.
۷. محیط طباطبایی، فرهنگ اسلامی، ص. ۱۷ ـ. ۱۸.
۸. میراث ماندگار، ج. اول، ص. ۱۵۸
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
از میان اخبار
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین