فرادید | تأملات - هنر و ادبیات

Faradeed

کوندرا؛ زندگی همچون پارادوکس

کوندرا؛ زندگی همچون پارادوکس

شروع «مسخ» بی‌تردید از مهم‌ترین جملات پارادوکسیکال در تاریخ ادبیات است: یک روز صبح، وقتی گرگور زامزا از خواب‌های آشفته بیدار شد، دید که در تختخوابش به حشره‌ای غول‌پیکر تبدیل شده است.
شکل‌های زندگی؛ صد و پانزده سال پس از چخوف

شکل‌های زندگی؛ صد و پانزده سال پس از چخوف

درست است که چخوف در آثارش ناکامی، نامرادی و بن‌بست محیط اطرافش را نمایان می‌سازد و از سستی روشنفکران و ناکارآمدی و رکود و درجازدن آن‌ها پرده برمی‌دارد و طبیعتا چنین مضامینی نمی‌تواند غم و اندوه پدید نیاورد، اما این‌همه چخوف نیست.
ماخولیا، خاری در بدن کیرکگور
درباره «دفتر خاطرات مرد اغواپیشه»

ماخولیا، خاری در بدن کیرکگور

وه، چه روزگار خوشی؛ وه، چه خاطرات دوست‌داشتنی‌ای؛ وه، چه اضطراب شیرینی؛ وه، چه تصاویر سرخوشی، زمانی که وجود پنهان خود را با طلسم عشق می‌پوشاندم!.
سیمون وی و برادرش؛ پیوند جنون و نبوغ
ریاضی، شعر و حقیقت

سیمون وی و برادرش؛ پیوند جنون و نبوغ

در باب ریاضی و جست‌وجوی ناشناخته‌ها نام دارد، می‌خواهد این طرز فکر را اصلاح کند و ریاضیات -و تمرکز و انتزاع و حدس‌های عجیب‌وغریب و کشف‌وشهود‌های درخشان پیوسته با آن- را مایۀ نشاط نیرومندی معرفی می‌کند که دروازه‌ای به سوی سرخوشی است.
شاملویی دیگر
به‌مناسبت نوزدهمین سالمرگِ شاملو

شاملویی دیگر

در اشعار شاملو دو شعر هست که به گمان من از خوش‌ساخت‌ترین و زیباترین اشعار اوست و نشان می‌دهد که شاملو چقدر دقیق، عمیق و ظریف، طبیعت را می‌دیده است، می‌شنیده است و لمس می‌کرده است.
وسوسه خوب‌نبودن
شکل‌های زندگی: درباره اهمیت تیپ* در آثار برشت

وسوسه خوب‌نبودن

تراژدی‌نویسان بزرگ به تغییر فکر نمی‌کردند. در تراژدی همه‌چیز حول «فرد» و حول «قهرمان» انسجام پیدا می‌کند. شخصیت تراژیک غرق در ذهنیت خویش و استوار بر شالوده متافیزیکی «من» کنش می‌کند. او خودخواه‌تر از آن است که به تغییر اجتماعی بیندیشد.
مفهوم

مفهوم "صدا" در اشعار معاصر

شعر مدرن فارسی سرشار است از صدا‌هایی که با سماجت تمام شبح‌وار می‌مانند و از ناپدیدن‌شدن سرباز می‌زنند. گاهی این صداها، توگویی از ناکجا، در شعر پدیدار می‌شوند و همچون نفوذ امر غریب عمل می‌کنند و گاهی ما را به‌سوی هیچستانی عرفانی سوق می‌دهند.
مارکس ؛
در دفاع از طبقه متوسط

مارکس ؛ "فلسفه تاریخ" را جایگزین "تاریخ" کرد!؟

جمله مشهور مارکس در این زمینه آن است که تاریخ جهان، تاریخ منازعات طبقاتی است. او سپس اشاراتی به دوره‌های قبل می‌کند و وقتی به دوران جدید می‌رسد، می‌گوید در این دوران حتی پیچیدگی جامعه ساده‌تر شده و تاریخ را به منازعه میان بورژوازی و طبقه کارگر یا پرولتاریا تقلیل می‌دهد.
عباس کیارستمی؛ کسی که شکست بزرگش خودکشی حمیده بود

عباس کیارستمی؛ کسی که شکست بزرگش خودکشی حمیده بود

پس امروز هم با نگرشی یک‌سویه و با حسی منفی درباره سینمای کیارستمی صحبت‌کردن به سبب بی‌اعتمادی کیارستمی به جریان‌های مدعی آزادی‌خواهی و لیبرالیته و... می‌تواند دربردارنده همان گزینش‌های حذفی مخفی باشد.
درباره اهمیت بیژن نجدی و سمبل‌هایش
شکل‌های زندگی

درباره اهمیت بیژن نجدی و سمبل‌هایش

«خاطرات پاره‌پاره‌ی دیروز»، داستانی کوتاه از مجموعه داستان «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند»، بیان وقایع مربوط به نهضت جنگل و اتفاقات پیرامون آن مانند دارزدن دکتر حشمت است، اما داستان فقط بیان یک واقعه تاریخی نیست بلکه به چیزی گسترده‌تر از یک واقعه توجه می‌کند.
پیشنهاد کتاب: کتاب مخلوقات
شکل‌های زندگی

پیشنهاد کتاب: کتاب مخلوقات

اکنون اگر به دگردیسی نیرو‌ها یعنی تبدیل دو نیرو به یک نیرو که فی‌الواقع کشف مهم راوی است بازگردیم، به استیصال انسانی می‌رسیم که می‌خواهد خودش باشد و بدون نقاب زندگی کند، اما نمی‌تواند.
هرچه می‌گذرد به دنیای داستایوفسکی نزدیک‌تر می‌شویم
جهانی که «جنایت و مکافات» داستایوفسکی را ساخت

هرچه می‌گذرد به دنیای داستایوفسکی نزدیک‌تر می‌شویم

سوالی که داستایفسکی در رمان شگفت‌آور «جنایت و مکافات» پرسید، یک قرن است که ما را رها نکرده: آیا می‌توان انسانی ستمگر و خبیث را برای رسیدن به جامعه‌ای بهتر کُشت؟ عقلانیت سردِ فایده‌گرایی می‌گوید آری؛ و در حقیقت آنچه داستایفسکی را بیشتر از خودِ قتل به وحشت انداخته بود، عقلانی جلوه‌کردنِ آن بود. اما چگونه چنین چیزی ممکن شد؟ شاید نگاهی به شرایط اجتماعی روسیه در آن دوران بتوان پاسخی فراهم کند.
آخرین اوراق پرونده چریک روشنفکر
نگاهی به رمان «عنصر نامطلوب» اثر رژیس‌دبره

آخرین اوراق پرونده چریک روشنفکر

«وطن کجاست؟ من وطن‌های زیادی داشتم! تصور می‌کنم زمانی برای همه‌شان دلتنگ می‌شدم، ولی مدتی است که هر جا باشم همانجا وطنم است»
اسناد جنجال‌برانگیز باکره صخره ها و آثار دیگر داوینچی

اسناد جنجال‌برانگیز باکره صخره ها و آثار دیگر داوینچی

لئوناردو داوینچی در زمره معدود افرادی در تاریخ بشری است که استعداد‌های متنوعی داشته اند، اما شواهد فیزیکی اندکی درباره میزان واقعی نبوغ او در دسترس است. پس زمینه‌ی نقاشی باکره صخر‌های او آنچنان از اهمیت برخوردار شده و بر آن تاکید می‌شود که به نظر می‌رسد موضوع اصلی آن نه معجزه‌ی تولد و زنده ماندن مسیح در دنیایی خطرناک، بلکه طبیعت کهن و صخره‌هایی است که آثار گذر زمان را نشان می‌دهند. لئوناردو در این تابلو چیزی را مخفیانه بیان می‌کند که اگر آشکارا مطرح می‌شد به عنوان «محتوای شریرانه و کفر آمیز» تلقی اش می‌کردند.